موضوع شعر : از تو دورم . . .
از تو دورم نازنینم
از تو دورم .
تو چه می دانی آرامش چیست ؟
تا من از خواب گیاهان گویم
در سراشیبی ی مرطوب کلام
تو چه می دانی آرامش چیست ؟
تا بگویم من ُ اینجا ُ لب ساحل
از هوای نمناک
و فضای غربت
روی یک صخره عریانم من ُ
پیکرم را می بوسد رشحات آبی
آسمان می ریزد دامان ستاره ها را
و سحر راز پنهان را ُ آشکارا می کند .
من در این لحظه ی معهود ُ
پرت خواهم کرد
دل سنگی ی محبوبم را ُ
تا دورترین برگ درخت .
و به او می گویم :
به وزش های پیام آور شب
یا تپیدن های حسرت دل
شکوه ات در من ُ
موج غم را ُ هرگز انگیزه نخواهد بودن .
